الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

223

الغدير ( فارسى )

ذات يگانهء او نيست « 1 » ، بدين معنى كه موجودات به يكى از اين راهها به يگانگى خدا شهادت مىدهند ، و گرنه هرگاه مقصود شهادت دادن با همين زبان ظاهرى باشد ، معنى آن اين خواهد بود كه به زبان بىزبانى شهادت نمىدهند ، يا اينكه موجودات در نيايش و سجود زبانى دارند كه آدمى درك نمىكند ، مگر آنكه خدا از ميان بندگان او را به پيغمبرى برگزيند و زبان پرندگان و درخت و كوه و جنبندگان به دو بياموزد . اما در اينجا مىبينيم كه خدا به شيخ غواص چندان نفوذ كلمه داده كه در هرچيزى تصرف مىكند ، حتى وحوش هم فرياد برمىآورند و سنگها مىرقصند و شاخ درختان درهم مىآويزند . چشم و گوش اين غاليان ، آنچنان از فضايل اين شيخ انباشته شده كه به موجب اعتقادشان ، خدا بيش از خود به دو قدرت عطا فرموده است . اين با خواننده است كه در مسئلهء گستردن سجاده و شنا دقت كند كه چگونه شيخ نوادهء عمر همهء اينها را به آسانى به خود بسته است و كرامات ظاهرى او را در عناصر اربعه در همين كتاب « 2 » ملاحظه كرديد . غلو در فضايل ، موجب مىشود كه چنين مطالب دروغينى ساخته و پرداخته آيد ، خواه عقل آن را بپذيرد يا نه . 68 - كرامت ابن مسافر اموى عمر بن محمّد مىگويد : شيخ عدى بن مسافر شامى اموى ( م 557 يا 558 ) را هفت سال خدمت كردم و در اين مدت خارق عادات از او ديدم ، از آن جمله اينكه من بر دست او آب ريختم و او به من گفت : چه مىخواهى ؟ گفتم : من مىخواهم قرآن تلاوت كنم ، ليكن جز سورهء فاتحه و اخلاص چيزى حفظ نيستم . او با دست خود به سينهء من زد و همان وقت من همهء قرآن را حفظ شدم . از حضور او كه بيرون آمدم ، به‌طور كامل قرآن را تلاوت مىكردم . « 3 » اى كاش اين اموى ، روزگار خليفهء دوم را درك كرده بود و با دست خود به سينهء او مىزد و ديگر او دوازده سال در حفظ قرآن زحمت نمىكشيد ، اما دريغ كه درك نكرده است .

--> ( 1 ) . آل عمران 3 / 18 . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 83 - 87 . ( 3 ) . شذرات الذهب ، ابن عماد حنبلى : 4 / 180 .